|
در مراسم تجليل از هنرمندان و پژوهشگران برجسته تئاتر ايران عنوان شد: -
یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷-1, ۰۲:۴۹ بعد از ظهر
پيمان شيخي:
مراسم تجليل از هنرمندان و پژوهشگران برجسته تئاتر ايران ويژه تجليل از ايرج راد، خسرو خورشيدي و نادعلي همداني شب گذشته در باغ موزه هنر برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، اين مراسم با حضور هنرمنداني چون عزتالله انتظامي، علي نصيريان، دکتر قطبالدين صادقي، مجيد مظفري، الهام پاوهنژاد، شکرخدا گودرزي، تاجبخش فنائيان، دکتر ناصر آقايي و جمعي ديگر از هنرمندان و خبرنگاران برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم و پس از صرف افطار و تلاوت آياتي چند از کلامالله مجيد، اردشير صالحپور به عنوان مجري ضمن خوشامدگويي به حاضران از دکتر مجيد سرسنگي براي ايراد سخنراني دعوت به عمل آورد.
سرسنگي گفت:«به نمايندگي از گروه نمايش و ادبيات نمايشي فرهنگستان جمهوري اسلامي و سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران، امشب از سه مرد بزرگ و هنرمند برجسته که سالهاي دراز از عمر خود را براي اعتلاي تئاتر صرف کردند و آثار برجستهاي از خود به جا گذاشتند و همچنين دانشجويان ارزندهاي را آموزش و تعليم دادند، تشکر و قدرداني ميکنيم. گروه نمايش و ادبيات نمايشي فرهنگستان هنر با حضور چهرههاي برجسته که در اين گروه حضور دارند، فعاليتهاي متفاوتي را طي سال انجام ميدهد که شامل حوزه پژوهش و کتب و تحقيقات برجسته و برگزاري برنامهها و مناسبتهاي تئاتري ميشود که سال آينده نيز دو سالانه تئاتر ايران را برگزار ميکند. همچنين در حوزه انتشارات، دو تحقيق از پژوهشهاي محققان برجسته کشور و برگردان يک کتاب مرجع از زبان انگليسي صورت گرفته که در آينده نزديک به چاپ خواهد رسيد و با ياري خدا در برنامههاي بعدي از ساير چهرههايي که در حوزه هنر تئاتر کشور زحمت کشيدهاند، قدرداني خواهيم کرد.»
در ادامه چند قطعه موسيقي سنتي به صورت زنده اجرا شد و اردشير صالحپور از تاجبخش فنائيان براي صحبت در مورد خسرو خورشيدي دعوت به عمل آورد.
فنائيان گفت:«در خصوص خورشيدي چه چيزي ميتوانم بگويم، چرا که همگي دوستان او را ميشناسند. او بدون اغراق نابغه است و با دستهاي خود در قالب نقاشي، مجسمهسازي، طراحي صحنه و... حرفهايي را ميزند که بزرگان ادبيات ايران با کلام گفتهاند. او تمام عرفان و معرفت خود را با دستهايش ظاهر ميکند. طرحهاي خورشيدي يک طراحي معمولي نيست و حتي کارگردان نيز نميتواند طرحهاي او را پيشبيني کند و حيرتزده ميشود.»
وي در ادامه افزود:«طرحهاي خورشيدي تا دهها سال بعد از اجرا نيز همواره تازه است و اين نشان از تفکر تازه و جوان اوست.»
در ادامه مراسم، خورشيدي پشت تريبون حاضر شد و گفت:«اين بزرگداشت براي من بسيار به ياد ماندني است و هميشه سعي ميکنم که کوشا باشم. در اين جا لازم است به اين نکته اشاره کنم که تئاتر نيازمند امکاناتي است تا جوانهايي که در دانشکدهها تربيت ميکنيم، بتوانند هنر خود را ارائه دهند. از سوي ديگر ما نبايد تئاتر را فقط در تهران ببينيم، چرا که مردم با ديدن هنرمندان ارزش زيادي براي آنها قائل هستند.»
وي در ادامه افزود:«با توجه به فعاليتي که در زمينه معماري دارم، در اين جا ميخواهم بگويم که شهردار عزيزمان قدري به شهرسازي و ساخت و سازها توجه کند و اين بيهويتي را از اين کشور به اين زيبايي بزدايند و قسمتهاي قديمي شهرمان را مورد بازنگري قرار دهند. از شهردار تقاضا دارم در صورت امکان طي يک جلسه در خدمت ايشان باشيم تا نظراتمان را بازگو کنيم. من خاطراتي از تهران قديم دارم که هر بار به نقاط قديمي شهر ميروم غم مرا ميگيرد و اين خاطرات برايم زنده ميشود. در قانون شهرسازي وقتي به پلان شهرهاي قديمي نگاه ميکنيم، تئاتر در مرکز شهر قرار دارد و در تهران قديم ما نيز چنين بود که البته الان چنين وضعيتي نيست.»
سپس ايرج راد پشت تريبون حاضر شد و ضمن تشکر از فرهنگستان هنر و سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري گفت:«بسيار خوشحالم از اين که در اين شب بسيار به ياد ماندني، دو تن از بزرگترين کساني که همواره در زندگي هنري من نقش بسزايي داشتهاند نيز حضور دارند. آن دو تن کساني نيستند جز استاد عزتالله انتظامي و استاد علي نصيريان که امشب در اين مراسم حضور دارند. زيباترين دوران کاري و زندگي من زماني بود که در گروه تئاتر اين دو بزرگوار که گروه تئاتر"مردم" نام داشت در اداره تئاتر بودم و توانستم از اين بزرگواران اخلاق و انگيزه و انضباط تئاتري بياموزم. آنان آن چنان از نظر روحي و اخلاقي و انضباط تاثيرگذار بودند که آرزو ميکنم اي کاش ميتوانستم همچنان در آن گروه باقي بمانم.»
وي در ادامه افزود:«گروه تئاتر مردم يک خانواده بود و به ياد ندارم حتي در يک شب از اجراهايمان يک صندلي خالي وجود داشته باشد. بايد به ياد داشت کساني زحماتي کشيدهاند که شايد تعداد معدودي از آنها در تاريخ تئاتر نامشان باقي مانده است. چرا که امکان ثبت و ضبط هنر آنها وجود نداشت و هرگز هم بزرگداشتي نداشتند. من تک تک اين بزرگداشتها را براي تمامي اين افراد ميدانم که نام آنها باقي نيست. آرزو ميکنم مسئولان مملکت به اين همه امکانات بالقوه توجه کنند تا بتوانند در ارتباط با مردم قرار گيرند و انديشهساز و تفکر برانگيز باشند. همه هنرمندان تئاتر در جايگاه ويژهاي قرار دارند. اگر ما در زندگي واقعي خود گاهي بازي ميکنيم تا حقيقتي را پنهان کنيم، هنرمندان روي صحنه يا جلوي دوربين سينما و تلويزيون بازي ميکنند تا حقيقتي را روشن کنند.»
در ادامه علي نصيريان گفت:«جاي سپاسگذاري از فرهنگستان هنر دارد که اين مراسم را برگزار ميکند. اين سنت حسنه پس از انقلاب بسيار زياد شده که خوب و به جاست. ما در سال 35 گروه تئاتر داشتيم و گروههاي تئاتري با فعاليت رشد ميکردند و با کارهاي يکديگر آشنا بوده و به رشد و خلاقيت يکديگر نيز کمک ميکردند. اصولاً تئاتر با گروه پا ميگيرد. اين اتفاق تجربه شده و شاهد بوديم که عباس جوانمرد، عزتالله انتظامي، داوود رشيدي، من و... هر يک گروه تئاتر داشتيم. کار ما تداوم داشت و 15 يا 20 سال با يکديگر بوديم، ولي در ميان جوانها اکنون گروههاي منجسم وجود ندارد. البته بايد به اين نکته توجه داشت که هر يک از ما داراي يک سابقه بوديم، مثلاً انتظامي با عبدالحسين نوشين و... کار کرده بود و من با سرکيسيان و... ما با تداوم در کار و با اخلاق و جديت و انضباط کار ميکرديم. جا دارد به اين نکته اشاره کنم که از کساني که بايد بزرگداشت براي آنها برگزار شود، جواد خدادادي و اسماعيل داورفر است.»
وي در ادامه افزود:«ايرج راد يک الگوي اخلاقي است و من شانس آوردم که ايرج راد نصيب گروه من شد و ما واقعاً به وجود او افتخار ميکنيم چرا که بهترين نقشها را ايفا ميکرد و مهمتر از آن با اخلاق بود و انسانيت را در نظر داشت.»
در ادامه مراسم صالحپور از نادعلي همداني ياد کرد که در بستر بيماري است و از دکتر قطبالدين صادقي دعوت کرد تا در مورد نادعلي همداني صحبت کند.
دکتر صادقي گفت:«صحبت کردن در مورد نادعلي همداني براي من قدري سخت است، چرا که در آخرين ديداري که با ايشان داشتم ديدم که در شرايط جسماني مناسبي نبودند. من قبل از اين که ايشان را ديده باشم، با قلم او آشنا بودم و بعدها در دانشگاه سوربن با او ملاقات کردم و با فردي لايق و با اخلاق مواجه شدم. همداني مدتي سردبيري مجله تماشا را به عهده داشت و بعدها نيز در مجلات ديگر فعاليت کرد. او پس از انقلاب نيز چندين نمايشنامه ترجمه کرد و نوشت. وي در دورهاي که پژوهشهاي تقلبي و کپي از کتابهاي خارجي زياد شده بود، فعاليت خود را ادامه داد، چرا که ضرورت پژوهش از کتابهاي مادر احساس ميشد. او همواره در خلوت با عرقريزان روح کار ميکرد و سعي داشت فرهنگ اين مرز و بوم را در يک مجراي درست قرار دهد. نمايشنامهنويسي جنگ، درام تراژدي، کتاب دراماتورژي که متاسفانه نيمه کاره مانده از کارهاي درخشان او به حساب ميآيد. ولي شايد بزرگترين کار او"تاريخ نمايش در جهان" است که 40 پژوهشگر بزرگ نويسندگان اين اثر هستند. همداني مرد قلم است و هرگز هيچ کار بيارزشي را ننوشت. او 50 اثر تاليف کرد و من متاسفم که اين قلم فعلاً تعطيل است و اميدوارم دوباره بتواند به فرهنگ کشورمان کمک کند.»
صادقي در پايان جملهاي از گوته نقل کرد با اين مضمون که اي کاش صحنه تئاتر مثل ريسمان بندبازي بود تا هر کسي شايستگي کامل را به دست نميآورد، امکان حضور در آن پيدا نميکرد.»
در ادامه اين مراسم فراز همداني فرزند نادعلي همداني پشت تريبون حاضر شد و گفت:«همان گونه که دکتر صادقي نيز فرمودند، پدرم هيچ گاه اهل اين نبود که سعي کند اسمش بر زبانها باشد و سعي داشت پژوهش کند و مراجعي را در اختيار پژوهشگران تئاتر قرار دهد. کار آخري که پدرم انجام داد"هنر درام پردازي" بود که من سعي دارم آن را به پايان برسانم.»
در بخش بعدي اين مراسم، خسرو خورشيدي لوح يادبود و هديه خود را از دست عزتالله انتظامي، ايرج راد از علي نصيريان و فرزند نادعلي همداني از دست عزتالله انتظامي دريافت کردند.
براي برپايي آيين اهداي جوايز مسجدجامعي، انتظامي، نصيريان و سرسنگي بر صحنه قرار گرفته بودند.
|