|
شهر ها و جهانی شدن 2 -
شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷-1, ۰۶:۳۶ قبل از ظهر
تمرکز بر روي دروازه شهربه جاي جهان شهر توجه ما را از اين مسئله که کدام شهرها غالب مي شود به اين مسئله که چگونه شهرها از جهاني شدن متاثر مي شوند مبذول مي دارد. در اين رابطه مجموعه اي از پژوهش هاي موردي تئوريزه شده را در خصوص شهرهايي چون بارسلون، پکن، هاوانا، پراگ، ساتل، سوفالز و سيدني ارائه نموديم.
شهرهاي و جهاني شدن هاي دوباره
اکثر مقالات مربوط به جهاني شدن اين پديده را نسبتاً جديد و نوين عنوان مي کنند. در جاي ديگري من در خصوص وجود مجموعه اي از جهاني شدن هاي دوباره حداقل از قرن پانزدهم ميلادي تا کنون به بحث و بررسي پرداخته ام جهاني شدن به صورت هاي مختلف رخ مي دهد. مجموعه اي از جهاني شدن ها دوباره که از لحاظ شکل و شدت متفاوت هستند و در شهرها ميراثي از شکل هاي ساخته شده و مجموعه هاي جديدي از روابط اجتماعي ـ اقتصادي مبتني بر قدرت باقي مي گذارند. شهرها آن چنان جهاني نمي شوند زيرا دائماً در حا ل دوباره جهاني شدن هستند. اين تصوير ساده نفوذ جهاني شدن در شهرهايي که پيش از اين کاملاً فاقد ارتباطات جهاني بوده اند بايد با تصويري پيچيده تر از اقتصادها و شهرهايي که در معرض در جات و اشکال مختلفي از جهاني شدن دوباره قرار گرفته اند جايگزين شود. تجديد نظر بر روي تاريخچه شهري به عنوان بخشي از يک شبکه شهري جهاني تر که به طور مداوم در جريان جهاني شدن دوباره است موضوعي مهم براي پژوهش محسوب مي شود.
رقابت براي دست يابي به مقام دروازه شهر اصلي
بسياري از کشورها از يک سلسله مراتب با ثبات شهري برخوردارند که در آن شهرهاي خاص ساليان متمادي مقام نخست را به خود اختصاص داده است. در کشورهايي که داراي يک شهر پيشتاز هستند الگوي موجود بسيار روشن است اما در کشورهايي که چنين برتري واضح و چشمگيري ديده نمي شود مجال تغيير و رقابت وجود دارد. شهري که که در هر کشور بيشترين ارتباطات جهاني را دارد با گذشت زمان ممکن است تغيير کند. به عنوان مثال مي توان گفت که در استراليا شهر اصلي در طي سي سال گذشته از ملبورن به سيدني تغيير يافته است. در آلمان برلين به سرعت به عنوان جهان شهر طراز اول در حال مطرح شدن است. از شهرهاي مهم ثابت و يا در حال مثال هاي مختلفي مي توان ارائه و تئوريزه کرد.
شهرها و نمايش هاي جهاني
گي دو بورد که عبارت «جامعه نمايشي» را ابداع کرد مي گفت که نمايش ها محصول اصلي جامعه امروزي هستند کالايي کردن تجربه واقعي نمايش هايي غير شخصي خلق مي کند که مشاهده مي شوند و نه تجربه مسلماً برخي از مهم ترين نمايش هاي جهاني در شهرها رخ مي دهد بارزترين نمونه از رويدادهاي عظيم جهاني بازي المپيک است که در سرتاسر جهان بينندگان تلويزيوني دارد و احتمالاً بهترين عرصه را براي يک شهر فراهم مي اورد تا ادعاي مقام جهاني بودن را بکند. اين قبيل رويدادها، خصوصاً بازي هاي المپيک با فراهم آوردن فرصتي استثنايي براي شهر ميزبان به منظور معرفي خود به جهان نمايش رسانه اي بس نظيري خلق مي نمايد که تمرکزش بريک محيط شهري متمايز است. وعده مطرح شدن در سرتاسر جهان و منافع اقتصادي حاصل ميزباني اين برنامه هاي ورزشي بزرگ و مستمر را به هدفي پر منفعت براي شهرهاي جوياي نام در سرتاسر دنيا تبديل کرده است. بررسي تاثيرات و پيامدهاي ارائه در خواست و تلاشش براي برگزاري بازي هاي المپيک تابستاني و همچنين ميزباني اين بازي ها فرصتي مناسب را به منظور ايجاد ارتباط ميان دانش موجود در مورد جهاني کردن شهرها و رويدادهاي عظيم و برنامه هاي ديديني شهري در ا ختيار ما قرار مي دهد.
رژيم هاي شهري
يک رژيم شهري توافقي رسمي و غير رسمي است که از طريق آن منافع ارگان هاي دولتي و بخش خصوصي در کنار يکديگر قرار مي گيرد تا بتوانند تصميمات مديريتي را اتخاذ و اعمال نمايند. رژيم هايي شهري روابط بين شهرها و اقتصادي جهاني را تنظيم مي کنند بازسازي نظريه هاي رژيم شهري به منظور توجيه تاثيرات جهاني شدن حائز اهميت است. اين مسئله که جهاني شدن فرهنگي تا چه حد به توزيع يکدست تر ارزش هاي دموکراتيک کمک مي کند يا تا چه حد حکومت هاي کنترل کننده را تشويق مي نمايد تا بيش از پيش مقرراتي را بر زندگي شهروندانشان تحميل کنند بايد به طور کامل مورد بررسي قرار گيرد. تشخيص نقش رژيم هاي شهري در تنظيم ساختارهاي محلي به درک ما از اين مسئله که چگونه نيروهاي محلي و جهاني با يکديگر تعامل مي کنند ياري مي رساند به عنوان مثال نقش مديريت سياسي در شهر با ظهور شهر کارآفرين تغيير شکل يافته است. رژيم هاي شهري به توليد در آمد مستقيم و مختلف بخش هاي مشارکت هاي عمومي و خصوصي علاقه مند شده اند و شهرها به سياست حداکثر سازي رشد و درآمد بيش از باز توزيع آنها توجه نشان داده اند هم چنان که دولت هاي مرکزي به برنامه خصوصي سازي و انصراف از ارائه خدمات عمومي ادامه مي دهند شهرها از لحاظ به حداکثر رساندن توليد در آمد چگونه جايگاهي متفاوت مي يابند و پيامدهاي اين امر بر هزينه هاي اجتماعي چيست؟
جهاني شدن و زندگي روزمره
جهاني شدن نهادها و ساختارهاي جامعه از شرکت هاي چند مليتي گرفته تا طيفي از فرصت ها و شيوه هاي زندگي افراد گوناگون را تحت تاثير قرار مي دهد. آنان که در جهان شهرها زندگي مي کنند به طور قطع هر روز با تجربه اي جهاني رو به رشد مواجه مي شوند اما با روي دادن فرايندهاي جهاني ساز آنان در شهرهاي کوچک تر زندگي مي کنند هم در زندگي روزمره خود با تفاوت ها و تغييراتي مواجه مي شوند يقيناً فرآيند جهاني شدن در توضيح عوامل سببي بسياري که در تحولات اجتماعي نقش دارند ناکامي است، اما معيارها و فضاهاي زندگي روزمره در زمره آن حوزه هايي است که جهاني شدن بدان ها مي پردازد.
جهاني شدن به عنوان مجموعه اي از فرآيندها در زندگي هاي محلي هم فرصت هاي تازه و هم مشکلات تازه به وجود مي آورد. در مراجعه به تحليلي از جهاني شدن بر حسب دگرگوني معيارها و فضاها، ممکن است بپرسيم که چگونه افراد به بازسازي فضاهاي زندگي خود مي پردازند و فضاهاي زندگي آنها به نوبه خود چگونه افراد به واسطه فرآيند جهاني شدن در حال متحول شدن هستند. فن آوري هاي جهاني شدن ممکن است براي مردمي که از آنان سلب قدرت و اختيار شده يا آنان که به حاشيه رانده شده اند امکان تعامل در فضاهايي گسترده تر يا متنوع تر را فراهم آورد. همچنين ممکن است که جهاني شدن فرصتي را در اختيار مرد م شهرهاي کوچک که پيش از اين منزوي بوده اند قرار دهد تا به عنوان بخشي از يک شرکت عطيم و گسترده در اين فرآيند کار کنند و به حقوق و مزاياي بيشتري دست يابند معهذا با تغيير مرزها فرصتها ممکن است از افراد گرفته شود و بازيگران جديد قدرتمند قدرت ممکن است به آنچه که پيش از اين فضاهاي محلي بوده است دسترسي پيدا کنند. توقف فعاليت هاي کوچک متعلق به افراد محلي و عدم توانايي مزارع خانوادگي براي ادامه حيات را مي توان با مسئله جذب شهرها در بازارهايي که روز به روز بيشتر مرتبط دانست.
جهاني شدن همچنين بر ميزان کنترل مردم محلي يا شهروندان بر هويت مکان هاي زندگيشان تاثير مي گذارد. تغييرات معيارها و فضاهاي مربوط به جهاني شدن يا تغييراتي در روابط قدرت و در فرصت هاي اقتصادي همراه است و اين تغييرات مي تواند به روش هاي بسيار مختلفي در زندگي افراد تجلي يابند. پژوهش هاي مربوط به جهان شهرها با ساختار سنتي ارتباط ميان فرآيندهاي جهاني و زندگي محلي را ناديده انگاشته اند و اگر بخواهيم بدانيم که چگونه گروههاي مختلف مردم به شيوه هاي مختلف سرتاسر جهان به زندگي خود ادامه مي دهند، بايد ميان ماهيت کلي بيشتر پژوهش هاي مربوط به جهان شهرها و مدارک مستند و غني قوم نگاري ها شهري ارتباط برقرار کنيم.
|