|
آلوار آلتو -
یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷-1, ۰۶:۱۸ قبل از ظهر
الوار آلتو - Alvar Aaltto
1898-1976
در فنلاند متولد شد و در سال 1921 در هلسینکی تحصیلاتش را به پایان رساند . او کار حرفه ای را از سال 1925 در شهر تورکو Turku آغاز می کند . بین سالهای 1930-1928 دفتر روزنامه تورنوسانومات Turnu sanomat را طراحی می کند .
بعد از ساخت این ساختمان آلوار التو در دنیا چهره ای شناخته شده می شود .
در سال 1929 در دومین کنگره معماران سیام شرکت می کند و در سال 1933-1929 آسایشگاه مسلولین پایمبوPaimio Building که یکی از بهترین کارهای اوست ، را می شازد . عناصره مشخصه سبک مدرن در این ساختمان عبارتند از : دیوارهای پوشیده از سیمان سفید ، سکو با رنگ سیر و پنجره های ممتد افقی ، اتاق بیمارستان یکسان و به روشی منظم تکرار می شوند . تراس در بام برای استراحت مسلولین ، تامین حرارت اتاق از سقف ( موضوعی که به تازگی مرسوم شده بود . )
آلتو به سال 1935- 1932 کتابخانه ویپوری Viipuri را طراحی می کند . سقف چوبی مواج سالن کنفرانس ، دستگیره ها که از قاب درهای ورودی متمایزند ، نرده چوبی پله ها ، سوراخ استوانه ای سقف برای روشن کردن سالن مطالعه .
می توان گفت آلتو بعد از آسایشگاه پیامپو طراحی مبلمان ساختمانهای خود را نیز انجام می دهد .
منازل دانشجویان در دانشگاه فنی ماساچوست MIT ( 1946 )
کوشش آلتو برای ایجاد طرح هایی آزاد ارگانیک غیر از سنت های تاریخی معماری فنلاند است بلکه او امواج را از شکل طبیعت و بخصوص فرم های برسیر دریا الهام می گیرد . که در طرح این سطوح را خلق می کند ، نمای موجی ساختمان یاد آورد این مباحث است .
Turnu Sanomat (1928-1930)
Paimio Building (1929-1933)
Viipuri Library (1932-1935)
Town Hall (1949-1952)
Finnish Pavilion At Newyork (1939)
Summer House (1953)
Seinajoki House( 1963-5 )
Seinajoki Town Center ( 1958 )
شخصيت خصوصي آلتو
درباره شخصيت معماري آلتو بي آنكه از شخصيت خصوصي وي ياد شود ، نمي توان به كمال صحبت داشت . بشريت – دست كم به اندازه معماري – براي آلتو اهميت دارد . آلتو براي خواست ها و عقائد همه مردم از هر طبقه و اهل هر كجا كه باشند احترام قائل است . وي مانند جيمز جويس ( نويسنده ايرلندي ) از آشنايي با مردم مختلف با مشاغل گوناگون تجربه مي آموزد و اين تجربه به كارهايش مايه مي دهد . گاه همين كه پا از خانه بيرون مي گذارد خود را با گفتگو و ماجراهاي مردم و خيابان مشغول مي كند و همانگونه كه در استفاده از ماده آلي مانند چوب صريح وبي پروا است در آشنايي با مردم و آغاز سخن با آنان به خود ترديد راه نمي دهد .
به سال 1929 در كنگره CIAM در فرانكفورت وقتي آلتو براي نخستين بار وارد جمع شد قبل از آنكه از ساختمان هاي خود صبحت كند ، با ذكر واقعه اي كه صبح همان روز بين ايستگاه راه آهن و هتل محل اقامتش برايش اتفاق افتاده بود آغاز صبحت كرد . به سال 1933 هنگامي كه از فنلاند براي شركت كنگره معماران در آتن كه براي تنظيم شارت داتن تشكيل يافته بود با هواپيما ، ترن و اتومبيل به اين شهر آمده بود با علاقه و خوشحالي از گفتگوي خود در راه با مسافران ديگر ياد مي كرد . تازه همسفر خود او مادربزرگش بود كه قسمتي از بدنش را گچ گرفته بودند و آلتو از ترني به ترن ديگر او را ياري مي كرد .
به سال 1939 آلتو براي نخستين بار به آمريكا آمد تا ساختمان پاويون فنلاند را كه خود طراحي كرده بود در نمايشگاه جهاني آن سال در نيويورك نظارت كند با آن كه به زبان انگليسي تسلط چنداني نداشت براي مستمعيني كه در موزه هنرهاي جديد در نيويورك گرد آمده بودند و جلب توجه آنان ممكن نبود سخن راند . وضع و قيافه آلتو در مقابل مستمعين و بيان مطلب با همان انگليسي ناقص و چند OKEY كه چاشني جملات خود كرد ، آنان را از آغاز مسحور گفتار وي نمود.
احراز مقام استادي در دانشگاه فني ماساچوست نيز نتيجه طبيعي شخصيت آلتو ، موفقيت پاويون فنلاند و قبولي طرح هاي او براي ميز و صندلي ، در آمريكا بود . ( بدين ترتيب آلتو و گروپيوس در يك شهر به اشتغال پرداختند )
با آمدن به آمريكا و تدريس در دانشگاه فني ماساچوست ، آلتو از فنلاند غافل نماند و وقت خود را بين تدريس در آمريكا و طراحي براي عمران فنلاند تقسيم كرد . در آمريكا نيز علاوه بر تدريس طراحي منازل مسكوني دانشجويان دانشگاه ماساچوست را بر عهده گرفت . اگر در نظر آوريم كه بيشتر ساختمان هاي دانشگاه هاي آمريكا به تقليد معماري گوتيك و معماري قديمي ملهم از انگلستان ساخته مي شود مي توان جرات آلتو را در طراحي اين ساختمان درك كنيم .
شخصيت آلتو را نمي توان به كمال به دليل و منطق بررسي كرد . وي در برخوردهاي شخصي ، چنانكه گذشت ، بسيار خونگرم و صميمي بود ، اما همين كه از انسان دور مي شد و به شهر يا كشور ديگر مي رفت به هيچ وسيله اي نمي توان او را يافت و مكاتبه با او غير ممكن بود . بسيار محتمل است كه وي در تمام عمر خود به خوش قولي چند نامه با كسي رد و بدل نكرده باشد ! اما به محض اين كه دوباره پيدايش مي شد او بود و گرمي اش و داستان هايش كه از طنز و مزاح درباره زندگي و مردم مايه مي گرفت و چنان گرم بود كه انگار فقط به مسافرت يك روزه رفته بوده است .
كار برخي از معماران صرفا از معماري مايه مي گيرد اما برعكس در طرح هاي آلتو هر خط از وابستگي و علاقه وي به زندگي سخن مي گويد و شايد يكي از دلايل آن كارهاي وي نسبت به همكارانش كمتر با مقامت عمومي مواجه مي شود همين باشد .
در ذكر احوال خصوصي آلتو بايد از همسر وي كه به سال 1949 وفات يافت و در كارهاي وي موثر بوده است نيز ياد كرد . تا آن سال تمام كارهاي آلتو به نام خود او و همسرش آينو امضا مي شد و اين كار تظاهر به شواليه بودن از جانب آلتو نبود .زندگي زناشويي آلتو نيز مانند همه امور مربوط به وي خصوصيات خاص را داشت . ثبات آن از اين حقيقت مايه مي گرفت كه هر دو در تمام دوران زناشويي كه از روزگاران دانشجويي آنان آغاز شده بود شريك يكديگر در تجارب تلخ و شيرين زندگي بودند . اما راز موفقيت اين زناشويي شايد در عشق دو جانبه اي كه بر اثر طبيعت متفاوت آن بوجود آمده بود نهفته باشد . آلتو ناآرام و سرزنده بود و نمي توان كارهايش را پيش بيني كرد . آينو دقيق ، ملايم ، كم سخن و با ثبات بو د .
اگرچه آينو آلتو در 13 ژانويه 1949 بدرود حيات گفت اما نام وي همواره با كارهاي آلتو قرين بود . چنانكه گذشت كارهاي آلتو تا سال 1949 به نام خود و همسرش كه او نيز معمار بود امضا مي شد ، ولي آينو همواره مي گفت : " من مبتكر نيستم ، همه ابتكار از آلتو است ".
براي آلتو معماري جدا از زندگي نيست و اين خود مي رساند چرا همكار نزديك وي هميشه همسر او بوده است . نخست آينو و سپس همسر دوم آلتو ، اليسا كه چندين سال از آلتو جوان تر بود و قبلا در دفتر وي كار مي كرد . اليسا دختر ژنرالي كه به سال 1939 مانع جدايي فنلاند از سوئد شد بود ، او خلق و خوئي كاملا متفاوت با آينو داشت و تركيبي از ظرافت زنانه و خونگرمي بود . تاثير اليسا در كارهاي آلتو بندرت ظاهر مي شود ، جز در يك مورد كه وي مسئوليت امور طرح و اجراي خانه اي را براي لوئي كاره به عهده گرفت . اما در عوض وي به روحيه آلتو خوب آشنا بود و همه جا او را از مصاحبت خود برخوردار مي كند و هر جا كه آلتو سفر كند همراه او بود .
منبع : فضا ، زمان ، معماری
|