قيچك يا غيچك و يا غژك, ساز نسبتا مهجورياست كه عليرغم اينكه سالها در گروههاي مختلف از جمله اركستر سازهاي ملي (استاد پايور) و عارف و شيدا مورد استفاده قرار گرفتهاست, كمتر به عنوان تكنواز و يا همنواز آواز مطرح شده است.
قیچک لفظی ترکی است و به معنی آواز با گریه و ته گلو می باشد. در نوشته ها, از سابقه حضور قیچک در دوره های ساسانی و دوره ای بعدی صحبت شده است. [۱]
طبق نظر استاد خالقي, غيچك سازي است شبيه به كمانچه با آرشه (كمانه) كه از چند تار مو تشكيل شدهاست و تعداد سيمهاي آن را بيشتر از كمانچه ذكر ميكنند. به اعتقاد ايشان اين ساز با غيچك اصلي تفاوت دارد و در گذشته بيش از ۲ سيم نداشتهاست. حتي طبق نوشته «لاند» در كتاب تجسس گامهاي غرب اين امكان وجود دارد كه اين ساز در گذشته آرشهاي نبوده باشد. فارابي هم در كتاب خود به غيچك اشارهاي نميكند ولي از رباب ياد ميكند كه شبيه به غيچك است و بدون كمان نواخته ميشود. [۲] البته ساختار رباب و قيچك امروزه تفاوت بسياري با هم دارد. قسمت تحتانی کوچک تر و به شکل نيم کره است که بر سطح مقطع جلو پوست کشيده شده و روی پوست خرک ساز قرار دارد. قسمت بالائی بزرگ تر، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرار گرفته و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی از عقب به هم اتصال يافته اند و در نتيجه در جلو يا بين دو قسمت حفره ای تشکيل شده است. سطح جلوئی قسمت بالا، جز در ناحيه وسط که زير گردن ساز قرار گرفته به صورت دو شکاف پهن باز است. دسته ساز تقريبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته و نيمه ديگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد «دستان» (پرده) است. [۳]
سر متشکل است از جعبه کوچک (محل قرار گرفتن چهار گوشی، هر دو گوشی در يک طرف آن) و يک زائده منحنی شکل برای آويختن ساز که کمی به عقب برگشته و جهتی افقی يافته است.
قيچک اساساً جزو دسته سازهای محلی بوده که در سال های قبل از انقلاب و با حمايت وزارت فرهنگ و هنر وقت, به شهر آورده شده و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکميل و تنظيم کرده اند، بلکه آن را به سه اندازه مختلف «قيچک سوپرانو» به طول ۵۶/۵سانتيمتر، «قيچک آلتو» (۶۳سانتيمتر)، و «قيچک باس» به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند .تمام انواع بالا چهار سيمه است. [۳]
طول سيم مرتعش در قيچک سوپرانو=۳۵/۵، در قيچک آلتو = ۳۷/۵ و قيچک باس ۷۰ سانتيمتر است. وسعت هر يک از انواع حدود سه اکتاو است. قيچک سوپرانو, سازی است که قابليت تکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است ولی دو نوع بعدی (آلتو و باس) بيشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود. آرشه قيچک، پس از استاندارد شدن ساز عينا همان آرشه ويولون است. [۳]
قيچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخير به شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و همانطور كه استاد خالقي اشاره كردهاند [۲] بيشتر در نواحی جنوب شرقی ايران معمول است و در آن نواحی حتی، طبق عقيده و سنت اهالی، برای معالجه امراض به کار می رود. در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دو تسمه بر آن الصاق می شود: يکی از تسمه ها را به کتف چپ و ديگری را به کمر می بندند و ساز در موقع نواختن تقريبا آزاد و آويزان می شود. اما نوازندگان شهری تمايل به استفاده از اين تمهيد ندارند. [۳]
کوک قيچک محلی ثابت نيست ولی مسلم اين که سيم ها تقريبا هيچ وقت نسبت به يکديگر فاصله پنجم نداشته اند. آرشه (كمانه) در اصل (نوع محلی آن) شبيه به آرشه کمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ويولون و ويولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود.
از بين هنرمنداني كه تا به حال در گروههاي مختلف قيچك نواختهاند ميتوان به استاد رحمتالله بديعي، خانمها پروين صالح، پروين شكالور، زندهياد حسين فرهادپور و اردشير كامكار اشاره كرد.
:منابع
[۱] بهرام نفری, اطلاعات جامع موسیقی, انتشارات مارلیک, .۱۳۸۰
[۲] روح الله خالقي ، سرگذشت موسيقي ايران، انتشارات صفي عليشاه، ۱۳۷۶
[۳] پرويز منصوري، سازشناسي، انتشارات زوار، ۱۳۷۹