|
|
10 پست آخر
|
|
(Author : مرضیه ) (نمایش ها : 2232 ) (پاسخ ها : 24) (آخرين نوشته : پیچک) (Date: ۰۳:۵۲ بعد از ظهر - Time: چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷-1) (Author : salian_graphic ) (نمایش ها : 36 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۱۲:۵۵ بعد از ظهر - Time: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۷-1) (Author : احسان ) (نمایش ها : 994 ) (پاسخ ها : 30) (آخرين نوشته : yaser-sh) (Date: ۱۲:۳۰ بعد از ظهر - Time: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۷-1) (Author : zhilaazari ) (نمایش ها : 43 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : Sky) (Date: ۰۲:۴۵ بعد از ظهر - Time: دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷-1) (Author : tirgas ) (نمایش ها : 67 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۰۱:۲۲ قبل از ظهر - Time: دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷-1) (Author : مرضیه ) (نمایش ها : 45 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۰۶:۳۱ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1) (Author : مرضیه ) (نمایش ها : 44 ) (پاسخ ها : 1) (Date: ۰۶:۲۶ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1) (Author : godfly ) (نمایش ها : 238 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : Marquis) (Date: ۰۲:۵۰ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1) (Author : siahloo ) (نمایش ها : 63 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : سارا احمدپور) (Date: ۰۲:۰۲ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1) (Author : مرضیه ) (نمایش ها : 553 ) (پاسخ ها : 3) (آخرين نوشته : Sky) (Date: ۰۱:۱۰ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1) |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
(#1 (لینک مستقیم))
|
|
مدیر انجمن معماری
![]() ![]() نوشته ها: 224
تعداد تشکرها از دیگران: 7
تشکر شده : 28 بار در 25 پست
تاریخ عضویت: تیر ۱۳۸۷
|
www.40cheragh.org
همنوايان صلح صلح پارسي در مسير جاده ابريشم نويسنده : رسول ترابي حتي داشتن روياي ايده كنسرتي در طول مسير جاده ابريشم و پايان يافتن در پكن همزمان با شروع مسابقات جهاني المپيك جالب و شاديآور است، چه برسد به اجراي چنين برنامهاي در واقعيت. داريوش خواجهنوري به همراه برادرش و با همراهي اساتيد و بزرگان جهاني موسيقي نواحي و سنتي ايران ميخواهند چنين كاري را انجام دهند. آنها گروهي با نام «همنوايان صلح» را تشكيل دادهاند و اهداف جهاني را در سر دارند. گروهي در تبليغ صلح با موسيقي پاپ، Spaece rock، فلامينكو، تلفيقي و سنتي، محلي ايران. در بروشور كنسرت آنها آمده: «بياييد جهان را به محلي تبديل كنيم كه عشق و دوستي و صلح در آن و دلها حكمفرما باشد». اين گزارش در حين يك هفته تمرين گروه و در دو روز متفاوت تمرين گروه غربي و سنتي كه تقسيمبندي كردهاند، تهيه شده است. آنها ميخواهند در اولين پايتخت جاده ابريشم اولين قدم محكم جهاني شدنشان را بردارند. *** گفتوگو با داريوش خواجه نوري فتح ديوار چين با گيتار و دوتار و سه تار -واقعاً چنين برنامهاي در طول مسير جاده ابريشم اجرا خواهد شد يا مثل خيلي از ايدههاي خوب بعد از مدتي فراموش ميشود؟ مطمئناً اجرا خواهيم كرد. اگر كار را جدي نگيري كار هم تو را جدي نميگيرد. كنسرت تهران در ايران اولين قدم اين برنامه است. الان گروه برنامهريزي و كنسرتگذار بسيار خوب و عالي تا به امروز عمل كرده است. ديروز بود كه با هم جلسه داشتيم و من مجوز اجرا در كشورهايي مثل تاجيكستان، قزاقزستان، ازبكستان، قرقيزستان، تركمنستان را به همراه اجراي در چين و شهر پكن را همزمان با بازيهاي المپيك جهاني ديدم. الان ما حمايت سازمانهايي جهاني مثل يونسكو و سازمان ملله را به عنوان حامي اين حركت صلحطلبانه و مبلغ صلح به همراه نامههايشان داريم. - ايده تركيب سازهايي مثل گيتار، سه تار و دوتار با سازهايي مكمل مثل دف و درام و ... از كجا آمد؟ از وجه مشتركي كه اين سه ساز دارند. به هر حال اگر واقع بينانه به موضوع نگاه كنيم همه اين سازها مال خودمان است، حتي گيتاري كه امروزه به اشتباه آن را سازي غربي ميدانند. بنابراين تمام اينها سازهايي ايرانياند و مردم هم با وجود اطلاعات كمي كه درباره بعضي از آنها مثل گيتار دارند (از همان زاويه ايراني بودنش) با آنها بسيار خوب ابراز احساسات ميكنند و راحت هستند. مثلاً چرا مردم ما با سبك فلامينكو خيلي راحت هستند ولي به سبكهايي مثل جاز و بلوز چنين حسي را ندارند؟ فقط و فقط به اين دليل كه موسيقي فلامينكو به موسيقي ايران نزديك است و ريشه در فرهنگ و خون مردمان ما دارد. درباره موسيقي نواحي هم چنين حسي دقيقاً وجود دارد. شايد باورت نشود، در كنسرت سال گذشته بعد از آوازخواني عبدالله اميني مردم چه عكسالعملي نشان دادند. قطعهاي كه او در آن آواز خواند تنها قطعهاي بود كه مردم بلند شدند و جيغ و داد كردند و كلي برايش دست زدند. اتفاقي كه حتي در قسمت اوج اجراي فلامينكو هم نيفتاد. به دليل تشابهات فرهنگي و حسي سبكهاي فلامينكو نواحي و اصيل كه همگي سبكهايي با ريشه هستند اين سه ساز را با هم تلفيق كرديم. -قبل از گفتوگو درباره توانايي بالاي افرادي مثل عبدالله اميني و حسين سمندري و ناشناخته بودنشان ميگفتي. با وجود اين كه كسي اين افراد را نميشناسد، آنها را از كجا پيدا كردي؟ منظورم از نظر ناشناخته بودن در ايران بود وگرنه در همه دنيا اين افراد را ميشناسند. تأسف من از مهجور ماندن اين اساتيد است. مثلاً بزرگواران و اساتيد جهاني موسيقي نواحي ايران اكثراً در جايي زندگي ميكنند كه حتي تلفن و راه براي دسترسي بهشان وجود ندارد. مثلاً استاد عبدالله اميني سال گذشته در فرانسه جايزه جهاني موسيقي گرفت، ولي واقعاً در ايران چقدر ميشناسندش و چقدر ارزش جهاني اين استاد شناسانده و حفظ ميشود. يا همين استاد حسين سمندري را همه دنيا ميشناسند. منوئين از بزرگترين ويولنيستهاي جهان درباره او گفته كه حاضر است همه زندگي و دنيايش را بدهد ولي فقط دستهاي حسين سمندري را داشته باشد. يا فردي مثل اخوانثالث چهار شعر درباره موسيقي و نوازندگي و دستهاي اين استاد دارد. ما كجاي موسيقي هستيم و جهان كجا؟ اين اساتيد واقعاً بدون تكرارند ولي چند نفر از ما ميشماسيمشان. پشت صحنه تمرين گروه غربي * قرار بود تمرين ساعت هشت صبح شروع شود، ولي تا ساعت 15/9 هنوز خبري نشده است. * داريوش خواجهنوري شديداً سرما خورده است. چشمان قرمز و عرق كردنهاي مداوم و صداي سرماخوردهاش هم همين را ميگويند، اما او با همان صداي سرماخورده ميخواند تا تمرين از ريتم نيفتد. * تمرين شروع شده، همه آمدهاند، غير از بابك رياحيپور. وقتي خبر آمدنش ميرسد قرار ميشود همه سر به سرش بگذارند و اذيتش كنند. در را كه باز ميكند، سر و صداها و اعتراضها شروع ميشود و همه وانمود ميكنند كه منتظر او براي شروع تمرين بودهاند و او هم باور ميكند. * در سالن تمرين 30 متري جايي براي نشستن نيست. زير باندها نشستهام و در حال كر شدن هستم. * شهرزاد سخنسنج، سارا نائيني و كيانا كيارس همخوانهاي گروه هستند. نوبت همخواني كه ميشود، كيانا كيارس بلندتر و بالاتر از ديگران ميخواند. ظاهراً او ميخواهد صدايش بيشتر از ديگران شنيده شود، شوخيهاي اعضاي گروه اين را ميگويد. * درشان آناند نوازنده طبلاي سازهاي كوبهاي و طبلا امروز آخر خسته و خوابآلوده است. خميازههاي مداوم و چشمان پف كردهاش از بيخوابياش خبر ميدهند. * داريوش خواجهنوري سرماخوردگياش ظاهراً برطرف شده، چون هنگام خواندن آهنگ مرغ زخمي مدام لبخند ميزند و شنگول است و بيحالي اول تمرين را ندارد. * هنگام گرفتن عكسهاي گروهي، اعضاي گروه هر كاري را كه ميتوانند انجام ميدهند تا عجيبترين حالتها را به خودشان بگيرند. ميخواهند خستگي تمرين را هنگام عكاسي در كنند. بابك رياحيپور عكس خودش را در مانيتور دوربين حجت سپهوند ميبيند و از او ميخواهد كه عكسش را براي تبليغ كاشت مو استفاده كند. همه ميخندند و سر به سرش ميگذارند. *** * جلال ذوالفنون در گوشهاي براي نوازندگان سازهاي ديگر در حال بداههنوازي با سهتار معروفش است. آهنگ كه تمام ميشود، ميگويد كاش عكس و پوسترهايمان هم به خوبي سازهايمان بود و همه ميخندند. صحبت از مهجوريت و سادگي بزرگان موسيقي نواحي ميشود. جلال ذوالفنون ميگويد يكي از بزرگان دوتار در جشنواره پاريس مقام آورد و از او دعوت كردند به مدت شش ماه در دانشگاه موسيقي تدريس كند و او هم در جواب با همان لهجه خاص و با سادگي گفت: «الان وقت برداشت سيبزمينيهايمان است. بايد برگردم تا خراب نشوند. دست تنهام، نميتوانم اينجا بمانم.» * محمدعلي خواجهنوري هنگام همنوازي گيتار فلامينكواش با سهتار جلال ذوالفنون چنان حس ميگيرد و جذب آهنگ ميشود كه اگر ناخودآگاه از روي صندلياش بلند شود و ايستاده ساز بزند، تعجب نميكنم. * دختر امينالله رشيدي از چهرههاي مطرح موسيقي اصيل هم به عنوان همخوان جلال ذوالفنون در قطعات سنتي حضور دارد و انصافاً عالي ميخواند. * در تمام طول تمرين جلال ذوالفنون چشمانش را بسته و غرق آهنگهاست. * نوازنده هندي امشب بسيار سرحال است. * نوازندگان و خواننده سازهاي محلي ساكت نشستهاند. بعد از يك ساعتي كه نوبت اجراي آهنگ و خواندنشان ميشود، فضاي تمرين عوض ميشود و با شروع خواندن عبدالله اميني لبخند رضايت و ذوق در چهره همه اعضاي گروه مشخص است. شعري درباره صلح با زباني محلي و آواز و صدايي خارقالعاده. * جلال ذوالفنون ميخواهد كه فضاي كافي براي نشان دادن حال و هواي محلي ساز دوتار در اجراي نوازنده محلي در اختيار نوازنده قرار بگيرد. * ساعت دو نيمه شب است و من هنوز مصاحبهام را نگرفتهام. فكر رساندن مطلب براي فردا صبح ديوانهام ميكند. گفتوگو با جلال ذوالفنون موسيقيدانان موسيقي اصيل بيسوادند شايد ركترين استاد موسيقي اصيل ايران باشد. مطرحترين نوازنده سهتار موسيقي اصيل در سن و سالي بالاي 70 سالگي با انرژي تمام در دفاع از هويت و تبليغ موسيقي اصيل ايراني است. چند ماه قبل بود كه او اعتراضاتي را به يكي از بزرگان آواز ايران كرد، اعتراضاتي كه نشان از آگاهي و تسلط او در موسيقي اصيل ايران داشت. او طرحهاي زيادي براي رونق دادن به موسيقي اصيل ايران دارد و حتي شهامت تلفيق سهتار و گيتار با همه تعصب اساتيد موسيقي اصيل بر روي سازهاي موسيقي اصيل را به خود داده است. *** - با همه تعصبي كه اساتيد موسيقي اصيل به اين موسيقي دارند، چطور حضور در چنين برنامهاي را با سازهايي كه عدهاي آنها را دشمن موسيقي اصيل ميدانند قبول كرديد؟ يك نكته را بايد روشن كرد. وقتي صحبت از گيتار ميشود، ذهن مردم عمدتاً روي موسيقي پاپ ميرود. در صورتي كه گيتار سبكهاي متفاوتي دارد. كاري را كه در حال حاضر من انجام ميدهم، تلفيق سهتار با سبك فلامينكوي ساز گيتار است. همان طور كه ميدانيد، گيتار در حقيقت سازي ايراني است و توسط ابوالحسن زرياب در اوايل ورود اسلام به ايران، به آندلس منتقل شده و در آنجا پايههاي موسيقي اصيل اسپانيا را تحت تأثير قرار داده است. در واقع اين موسيقي كه ما اجرا ميكنيم اجراي موسيقي شرقي و در حقيقت ايراني است و همنشيني دو ساز ايراني است كه با هم فاميلاند و بعد از سالها همديگر را پيدا كردهاند. - پس تعصبي مثل اكثر اساتيد موسيقي ايران روي تلفيق سبكهاي مختلف موسيقي نداريد؟ ما اگر ميخواهيم موسيقيمان پيشرفت كند بايد به دنبال واقعيتها باشيم. الان موسيقيدانان ما سواد و مطالعه ندارند. مطالعه جهاني ادبيات، موسيقي، روانشناسي، جامعهشناسي، فرهنگ و... در بين آنها زير صفر است. به همين دليل هم محدود شده و عقبماندهاند. - با اين وضعيت آينده موسيقي اصيل را چطور ميبينيد؟ با همه حرفهايي كه گفتيم ولي به آينده خوشبينم. در چند سال اخير موسيقي اصيل ايراني در حال سكوت به سر ميبرد، سكوتي كه مثبت است و در جوامع فرهنگي براي رسيدن به پيشرفت و خيزي دوباره پيش ميآيد. - شما از معدود اساتيدي بوديد كه بحث نوآوري در موسيقي اصيل را مطرح كرديد كه البته تعدادي از اساتيد هم با آن مخالفند، هنوز هم سر حرفتان هستيد؟ البته. ما بايد اول هدف را پيدا كنيم. موسيقي ما بايد ببينيم بستر حركت و هدفش چه چيزي است. مسير حركت موسيقي ما بايد به دنبال موسيقي هند باشد. - چرا هند؟ ما دو ويژگي بزرگ و مشترك با موسيقي هند داريم. موسيقي هردويمان يك صدايي است و پليفوني (چندصدايي) نيست. ضمن اينكه هر دو بداههنوازي داريم. ما بايد مثل موسيقي هند به بداههنوازي گروهي برسيم. البته شايد اين براي بسياري از ايرانيها قابل هضم نباشد ولي براي پيشرفت مجبوريم اين كار را بكنيم. ما 70 سال دنبال موسيقي كلاسيك رفتهايم و نتيجه هم نگرفتهايم و اين وضعيت امروز موسيقي ماست. بايد تغيير رويه بدهيم. وقتي در جهت بداههنوازي گروهي رفتيم آن وقت به نوآوري هم ميرسيم. -شما چند وقت پيش در يادداشتي كه بازتاب زيادي هم داشت يكي از بزرگان آواز (شجريان) درباره حرفهايي كه زده بود به نوعي محاكمه كرديد. با چه اعتقادي چنين كاري كرديد؟ من معتقدم كه بتها را بايد شكست و هر كس به اندازه لياقتش بايد بالا برود و جايگاه بهدست بياورد. مردم بايد بدانند كه بتهاي موسيقي هم شكنندهاند و بايد گاهي به آنها تلنگر زد. اين هم براي آن هنرمندان موسيقي مفيد است و هم براي آينده موسيقي. |
|
|
|
![]() |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|