|
نقاشی قهوه خانه ای -
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷-1, ۰۶:۵۸ بعد از ظهر
نقاشی قهوه خانه ای:
اصطلاحی است برای توصیف نوعی نقاشی روایی رنگ روغنی با مضمونهای رزمی، مذهبی، و بزمی كه در دوران جنبش مشروطیت بر اساس سنتهای هنر مردمی و دینی و با اثر پذیری از نقاشی طبیعتگرایانه مرسوم آن زمان، به دست هنرمندانی مكتب ندیده پدید شد. این گونه نقاشی كه آمال و علایق ملی، اعتقادات مذهبی، و روح فرهنگ خاص لایه های میانی جامعه شهری را باز می تابید، پدیده ای جدیدتر از سایر قالبهای نقاشی عامیانه (چون پرده كشی، دیوارنگاری بقاع متركه، نقاشی پشت شیشه با مضمون مذهبی، و جز اینها) بود.
داستانهای شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی، وقایع كربلا، قصص قرآن، و حكایتهای عامیانه، موضوعهای اصلی این نقاشی ها را تشكیل می دهند. نقاش، این موضوعها را مطابق با شرحی كه از زبان نقال، تغزیه خوان، مداح، و روضه خوان می شنید، و همان گونه كه در ذهن مردم كوچه و بازار وجود می داشت، به تصویر میكشید.
شاید بتوان قهوه خانه را خاستگاه این نوع نقالی دانست (زیرا، نه فقط پیوندی نزدیك با نقالی داشت؛ بلكه صاحبان قهوه خانه از نخستین سفارش دهندگان آن به شمار می آمدند). با این حال، این پرده ها علاوه بر قهوه خانه ها، در محلهای عزاداری، دكانها، زورخانه ها و حمامها نیز آویخته می شدند. موضوع پرده، محل نصب آن را معین می كرد (مثلاً: موضوع روز عاشورا برای تكایا، و موضوع جوانمرد قصاب برای دكانهای قصابی). نقاش نیز از میان اصناف برخاسته بود (غالباً، حرفة دیگری چون كاشی سازی، گچبری، نقاشی ساختمان و غیره داشت)؛ و بنا به ایمان و علاقة خود و از طریق تجربی، فن پرده نگاری رنگ روغنی را آموخته بود. او اسلوبها و وسایل بیانی متداول را بر حسب سلیقه و روش خاص خود به كار می گرفت. هدفش صراحت و سادگی بیان، و اثرگذاری هرچه بیشتر بر مخاطب بود. از همین رو، غالباً در پرده اش نام اشخاص را دركنار تصویرشان می نوشت؛ شخصیت اصلی را بزرگتر از اشخاص فرعی نشان می داد؛ و یا از قراردادهای تصویری معینی برای تاكید بر جنبه های مثبت یا منفی شخصیت ها استفاده می كرد. ولی پایبندی به روایتگری هیچ گاه او را از خیالپردازی و تمثیل سازی باز نمی داشت اگر چه كما بیش، شگردهای برجسته نمایی و ژرفانمایی را به كار می برد، صحنه ها را با شیوه و اسلوبی آزاد، و بدون رجوع مستقیم به «مدل» به تصویر می كشید (خود نقاشان ، عنوان «خیالی سازی» را برای آثارشان برگزیده بودند تا از نقاشانی كه به واقعیت عینی می پرداختند، متمایز باشند). كوشش نقاش قهوه خانه در بازنمایی صحنه و نمایش خصوصیات ظاهری و درونی آدمها، همواره تحت تأثیر جانبداری او از نیروهای خیر است. او با همین انگیزش اخلاقی و عقیدتی، و بنابر منطق روایی پرده هایش، قراردادهای خاصی را در طرز ترسیم پیكرها و جامگان، رنگ گزینی، و تركیب بندی رعایت می كند. بنابراین، نقاش قهوه خانه در مقایسه با مكتبهایی چون پیكرنگاری درباری- از نظام زیبایی شناختی معینی برخوردار نیست.
نقاشی قهوه خانه با هنرمندانی چون حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر، به اوج شكوفایی رسید و بر هنر معاصر نیز تأثیر گذاشت. اینان شاگردانی چون فتح الله قوللر، حسین همدانی، حسن اسماعیل زاده (چلیپا). و عباس بلوكی فر را پروردند كه راه آنها را ادامه دادند. امروزة این نوع نقاشی مردمی به سبب آنكه خصلت كاركردی اولیه اش را از دست داده، كاملاً از رونق افتاده است.
|