تالار هنر پرشین گرافیک


10 پست آخر
Talking مجموعه کامل کارت ویزیت
(Author : مرضیه ) (نمایش ها : 2222 ) (پاسخ ها : 24) (آخرين نوشته : پیچک) (Date: ۰۳:۵۲ بعد از ظهر - Time: چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۷-1)
Arrow بزرگترین مرجع دانلود فایل های Psd
(Author : salian_graphic ) (نمایش ها : 31 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۱۲:۵۵ بعد از ظهر - Time: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۷-1)
طرح های دو بعدی شما
(Author : احسان ) (نمایش ها : 994 ) (پاسخ ها : 30) (آخرين نوشته : yaser-sh) (Date: ۱۲:۳۰ بعد از ظهر - Time: سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۷-1)
Unhappy درخواست پوستر به مناسبت هفته مشاغل psd
(Author : zhilaazari ) (نمایش ها : 43 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : Sky) (Date: ۰۲:۴۵ بعد از ظهر - Time: دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷-1)
نگاتيوهاي فيلم از شاتراستاك
(Author : tirgas ) (نمایش ها : 66 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۰۱:۲۲ قبل از ظهر - Time: دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷-1)
آموزش شیوه ساخت ابر و نوشته های ابری
(Author : مرضیه ) (نمایش ها : 44 ) (پاسخ ها : 0) (Date: ۰۶:۳۱ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1)
گرافیک خلاقانه در طراحی تبلیغ محیطی ( یکی از برترین سری بیلبوردهای امسال 2008 )
(Author : مرضیه ) (نمایش ها : 44 ) (پاسخ ها : 1) (Date: ۰۶:۲۶ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1)
Talking تابلو زيباي موناليزا
(Author : godfly ) (نمایش ها : 237 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : Marquis) (Date: ۰۲:۵۰ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1)
Smile مسابقه طراحي لوگوي پردازشگر
(Author : siahloo ) (نمایش ها : 63 ) (پاسخ ها : 1) (آخرين نوشته : سارا احمدپور) (Date: ۰۲:۰۲ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1)
قالب های گرافیکی ودیاگرام برای پاورپوینت
(Author : مرضیه ) (نمایش ها : 552 ) (پاسخ ها : 3) (آخرين نوشته : Sky) (Date: ۰۱:۱۰ بعد از ظهر - Time: یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷-1)

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  (#1 (لینک مستقیم)) قدیمی
mina آفلاین
مدیر انجمن معماری
mina is on a distinguished road
 
نوشته ها: 224
تعداد تشکرها از دیگران: 7
تشکر شده : 28 بار در 25 پست
تاریخ عضویت: تیر ۱۳۸۷
پیش فرض گذری بر زندگی ونسان ون گوگ - جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷-1, ۰۹:۱۰ قبل از ظهر

وقتی دختر کوچولوی زیابیی به او گفت: چه گوش خوشگلی داری! ونسان در خانه گوشش را برید و داخل دستمالی گذاشت و برای دخترک آورد



کشتزار و کلاغ ها آخرین نقاشی ونسان ون گوگ است؛ پرندگان سیاه رو به آسمان در پروازند و منتقدان هنری این را به پیشگویی مرگ تعبیر کرده اند. ونسان در 30 مارس 1853 متولد شد. کودکی را در روستای زادگاهش گذراند و همان جا به مدرسه رفت. در سال 1869 به استخدام گالری گوپیل در لاهه در آمد و در همین سال نامه نگاری با برادرش تئودور را آغاز کرد. این نامه نگاری که تا اواخر عمر ون گوگ ادامه داشت، مهمترین سند از زندگی و هنر ون گوگ به شمار می رود. در این نامه ها جزئیات ارزنده ای از تاثرات، رنج ها و دلمشغولی های نقاش بزرگ آمده است. ونسان همچنین نقطه نظرهایش درباره هنر و رنگ ها و تعبیر و تفسیر شخصی آثارش را به دقت برای برادرش شرح داده است.



در سال 1872 ونسان به شعبه گالری در بروکسل منتقل شد و سال بعد به لندن عزیمت کرد. در پانسیونی زندگی می کرد که مدیر آن خانمی بود و خانم، دختری داشت. ونسان عاشق دخترک شد. برای خودش قصه ها بافت اما زمانی که تصمیم به ترک لندن داشت تازه متوجه شد که دختر از مدت ها قبل، نامزدی دارد.

در سال 1874 به پاریس منتقل شد و دوباره به لندن بازگشت و سرانجام در سال 1876 از گالری گوپیل اخراج شد. پس از این تا دو سال بعد کوشش کرد که به عنوان مبلغ مذهبی آماده خدمت شود اما پیش از امتحان ورودی دانشکده الهیات آمستردام از این کار خسته شد و قید تحصیلات را زد. در سال 1879 سرانجام به آرزویش جامه عمل پوشاند و بدون تحصیلات رسمی به عنوان مبلغ مذهبی پذیرفته شد. ولی این کار نیز مدت زیادی دوام نیاورد.

اولیای کلیسا بر این باور بودند که آقای ون گوگ با شیوه منحصر بفردش پایه خدمات کلیسایی را متزلزل می کند. اما ونسان کارش را رها نکرد و در روستایی به موعظه ادامه داد و در کنار آن نقاشی را با جدیت بیش تری پی گرفت.



در سال 1881 با دختر خاله اش روبرو شد. زنی بیوه که تجربه ازدواج اول را از سر گذرانده و بیش از حد محتاط شده بود. ونسان به او دل بست اما دخترخاله به عشق او بی اعتنایی کرد و باز هم ونسان ماند و تنهایی اش. در 1882 به لاهه رفت و با زنی بدنام زندگی مشترکش را آغاز کرد. در همین سال علائم بیماری روانی در او ظاهر شد و به خانه پدری بازگشت. به اصرار برادرش نقاشی را از سر گرفت ولی با بی علاقگی و بدون هیچ امیدی به آینده اش در این هنر.

در سال 1884 دختری به نام مارگو دلباخته ی شور و حرارت ونسان شد. ولی اقبال بد باز هم بر سر ونسان سایه افکند و این بار خانواده دختر با ازدواجشان مخالفت کردند. ونسان تصمیم گرفت خودش را مسموم کند ولی جان به در برد.

سال 1885 سالی پرکار برای ونسان بود اما فوت پدر، او را در هم شکست. اگرچه پدرش شخصیت مورد علاقه اش نبود اما فقط نقاشی می توانست درد و رنجش را تسکین دهد. سرانجام در کلاس های آزاد نقاشی دانشگاه اسم نویسی کرد و چیزهای بدردخوری یاد گرفت.

در 1886 به پاریس رفت و در آپارتمان برادرش اقامت گزید. در کلاس نقاشی کورمون با تولوز- لوترک آشنا شد. چندی بعد امیل برنار را ملاقات کرد و سرانجام آتلیه ای برای خودش دست و پا کرد. در این دوران امپرسیونیسم به بارورترین شاخه هنر نقاشی تبدیل شده بود و حضور ون گوگ در پایتخت هنری اروپا برای او راه دیگری باقی نمی گذاشت. در 1887 با گوگن و برنار به هم زد و روابطش با آن ها به تلخی گرائید. ولی همه این ها مانع برگزاری یک نمایشگاه مشترک از آثار نامدارترین نقاشان آن روز اروپا در رستورانی در پاریس نشد.

پیش از این ونسان از منبت کاری ژاپنی و رنگ های زنده به کار رفته در آن شگفت زده شده بود. در سال 1888 ونسان« ژاپن» خود را یافت که جایی نبود جز « آرل». در این ایام ون گوگ بهترین دوره تولید هنری خود را پشت سر می گذاشت. سرانجام گوگن نیز به او پیوست و دو هنرمند پرتره های خود را با هم معاوضه کردند.


با اوج گرفتن خلاقیت هنری در ون گوگ وضعیت روانی او هم به مخاطره افتاد. سرانجام وقتی دختر کوچولوی زیابیی به او گفت: چه گوش خوشگلی داری! ونسان در خانه گوشش را برید و داخل دستمالی گذاشت و برای دخترک آورد.

در 1889 ونسان در پایان یک دوره کار خلاقه پربار در ماه مه به کمک برادرش در تیمارستان سنت رمی بستری شد. به او اجازه داده شد به همراه نگهبان و در فضای بیرون تیمارستان نقاشی کند. سال 1890 در نمایشگاه نقاشان مستقل یکی از کارهای رنگ و روغن ونسان به فروش رفت. در همین سال برادر ونسان ازدواج کرد و حاصل ازدواجش پسری بود که نام عمو را بر او گذاشتند.

در اواخر ژوئیه دو نقاشی« زیر آسمان طوفانی» و « کشتزار و کلاغ ها» را کشید که امیدوار بود سلامتی و شفا در آنها تصویر شده باشد. هنگامی که کار تابلوی دوم پایان یافت، گلوله ای در ماتحت خودش شلیک کرد. بدن زخمی اش را به مهمان خانه ای کشاند. برای شام از اتاقش بیرون نیامد. مهمان خانه دار به اتاقش رفت و ونسان ون گوگ را خون آلود و در آستانه مرگ یافت. روز بعد برادرش خود را رساند اما دیر شده بود. آن قدر از بدن ونسان خون رفته بود که او به حالت بی حسی کامل درآمده بود. در حالی جهان ما را ترک کرد که دست در دست برادر مهربانش داشت و تبسمی بر لب. هفت ماه بعد برادرش نیز به او پیوست.
   
پاسخ با نقل قول
پاسخ


ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
You may ن post new threads
You may ن post replies
You may ن post attachments
You may ن edit your posts

vB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are غیر فعال
Refbacks are غیر فعال
انتخاب سریع یک انجمن



Powered by vBulletin® Version 3.6.9
Copyright ©2000 - ۱۳۸۷, Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Optimization by vBSEO 3.2.0
Persian Graphic Team 2002-2008 , Hosted by Deliran